فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - ولایی، عیسی - الصفحة ٢٧٨ - قياس جلىّ
ابن خلدون مىنويسد: «وقتى به روش استدلال گذشتگان از صحابه نگاه مىكنيم مىبينيم آنها در مواردى كه كتاب و سنّت حكمى را بيان نمىكردند همانند را به هم قياس مىكردند، و در اين مسئله اتفاق آراء داشتند، به حدى كه اين گمان پيش آمد حكم در مورد مقيس عليه و مقيس يكى است. پس قياس چهارمين ادله صحابه است. [١]
اقسام قياس
قياس بر سه قسم است: ١. قياس مصرح العله يا جلىّ؛ ٢. قياس مستنبط العله يا خفى؛ ٣. قياس اولويت.
٣٨٨. قياس اخاله
استنباط علّت حكم را قياس اخاله يا تخريج مناط گويند. به مبحث «تخريج مناط» رجوع شود.
٣٨٩. قياس اولويت
هرگاه جامع يا علّت در فرع قوىتر از اصل باشد، در آن صورت قياس فرع بر اصل را قياس اولويت يا قياس به طريق اولى (يا فحوى الخطاب و يا مفهوم موافق) نامند. مثال: خداوند مىفرمايد: «به پدر و مادر خود افّ نگوييد.» [٢] يعنى حرفى كه علامت ناراحتى شما از آنها باشد به زبان نياوريد. بديهى است به طريق اولى كتك زدن و فحش دادن آنان روا نيست. و يا مىفرمايد: «خداوند به اندازه ذرّه از كار خير را بىپاداش نمىگذارد.» [٣] مفهوم آيه اين است كه خداوند به طريق اولى كسانى را كه كارهاى خوب بسيارى انجام مىدهند بىپاداش نخواهد گذاشت. علامه حلى قياس اولويت را از باب مفهوم حجّت مىداند. [٤] اما امام خمينى بهدليل ظهورات الفاظ قائل به حجيّت قياس اولويت است. [٥]
٣٩٠. قياس جلىّ
هر قياسى داراى چهار ركن است: ١. اصل يا مقيس عليه؛ ٢. فرع يا مقيس؛ ٣. علّت يا جامع؛ ٤. حكم.
هرگاه يقين داشته باشيم كه فارق بين اصل و فرع مؤثر در تفاوت حكم بين آن دو نيست. مثلا هرگاه دو نفر در بردهاى شريك باشند، و يكى از آن دو، برده را نسبت به سهم خود آزاد كند بايد نسبت به آزادى سهم ديگرى اقدام گردد. گرچه چنين حكمى درباره بردهاى كه مرد باشد وارد شده است. اما اگر آن برده زن (امه) باشد چنين چيزى وارد نشده است. ولى علما حكم مزبور را درباره بردهاى كه زن باشد نيز جارى مىدانند. اين عمل از باب قياس جلىّ است. زيرا گرچه اصل (مرد) يا فرع (زن) از نظر
[١] . مقدمه ابن خلدون، ص ٤٥٣.
[٢] . «فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ»، سوره مباركه اسراء، آيه ٢٣.
[٣] . «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ»، سوره مباركه زلزال، آيه ٧.
[٤] . مبادى الوصول الى علم الاصول، ص ٢١٧.
[٥] . كيهان انديشه، سال ٧٢، شماره ٤٩.